تبليغاتX
یک فرشته تو اسمونه

یک فرشته تو اسمونه

سلام خوبید ببخشید من مطلب گذاشته بودم ولی همش رو ثبت موقت زده بودم

هوب حالا چه خبر؟؟

 زیاد تا بازدید داشتیم بعد ۴ تا  نظر؟؟

کاری باری بای

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 14:54 توسط سوزان |


اشک هایی که دوربین را خیس کرد

اشک هایی که دوربین را خیس کرد
ریسک پذیری انگار این روزها خیلی در میان مدیران صدا وسیما باب شده است. مثل آب خوردن، رویکرد برنامه ها تغییر می کند، با سر سوزنی بهانه، پایان سریال ها گل و گلاب می شوند و به طرفه العینی، مجری جدید، جای مجری قبلی را وسط یک برنامه می گیرد. اگر تا حالا چشم مان به تغییر یک مجری از برنامه امشب تا برنامه فردا شب روشن شده بود، مدیران شبکه سه ثابت کردند که می توانند محیرالعقول تر از همیشه، درست وسط یک برنامه و در فاصله پخش چهار تا پیام بازرگانی و یک خبر ورزشی کوتاه، جای مهمان و مجری برنامه را عوض کنند و خوشحال باشند که قدرت مدیریت خود را به رخ کشیده اند و کیفیت برنامه را بالا برده اند. اگر بیننده برنامه قبل از افطار شبکه سه، «ماه محبوب» بوده باشید، احتمالاً شما هم آخرین تغییر ناگهانی را دیده اید و ماجرای گریه محسن افشانی روی آنتن و به دنبال آن اشک های ریز احسان علیخانی مجریان شبکه سه سیما، چشم هایتان را گرد کرده است. اما زیاد سخت نگیرید.
اگرچه این اتفاق برای اولین بار بود که مقابل دیدگان بینندگان عزیز رخ می داد ولی چنین جابه جایی هایی اولین بار نبود که گریبان آنتن را می گرفت. کافی است کمی به حافظه تان فشار بیاورید تا ببینید این شعبده ها از مدیریت کارآمد این سازمان چندان هم غریب نیست. برنامه «به خانه برمی گردیم» در همان ابتدای کار، با دو مجری قدرتمند آمد. درودی و آتش افروز، خیلی به دل مردم نشستند و اجرای خوبی هم داشتند.
اما ناگهان بادهای مخالف که هر از گاهی از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب سازمان را می پیماید، وزیدن گرفت، و بی آنکه کسی دلیل آن را بفهمد، مجری های دیگری را با خود آورد. همین اتفاق بر سر برنامه دیگری در همین ژانر افتاد؛ «خونه من، خونه تو» برنامه یی بود که با اجرای توامان نیلوفر امینی فر و ژیلا صادقی شروع شد، جنجال ها بالا گرفت، بادها وزید و آنتن به طور کامل از آن ژیلا صادقی شد. بگذریم که روزگار به او رحم نکرد و در نهایت قرعه به نام کمند امیرسلیمانی افتاد. بعد هم شاهد آغاز برنامه «کولاک» با اجرای اردشیر رستمی بودیم که در ادامه شاهین جمشیدی جای او را گرفت. اوج چنین تصمیمات عجیب و غریبی هم تغییر اساسی برنامه پربیننده «کوله پشتی» بود که خبر آن در عرض چند دقیقه روی خط های تلکس و خبرگزاری ها همراه با هزار و یک شایعه رنگ و وارنگ، موج سواری کرد.
فرزاد حسنی بعد از یک اجرای دردسرساز جای خود را به امیرحسین مدرس مرد قابل اعتماد نوسانات لحظه یی، داد تا تلویزیون، بازی «یکی بخر، دو تا ببر» را پشت سر هم تجربه کند. مجری ها، ویترین شبکه ها هستند. مردم (بخوانید مخاطبان رسانه ملی)، هویت تلویزیون را با مجری ها سبک و سنگین می کنند. در اصل این مجری ها هستند که هویت شبکه ها به حساب می آیند. ولی مثل اینکه در اینجا مدیران کمترین اعتقادی به ثبات و هویت یافتن برنامه های خود ندارند. در حالی که در رسانه های پیشرو و موفق و در شبکه های تلویزیونی جهانی مجریان اعتبار یک برنامه هستند و با تداوم خود در اجرای برنامه های موفق تبدیل به یک برنده می شوند در سیمای دولتی ما مدیران نیازی نمی بینند که پای مجری های خود بایستند و به راحتی برنامه یی را زیر و رو می کنند و اساس آن را به هم می ریزند. بی آنکه به خاطر انتخاب نادرست اولیه خود یا انتخاب احساسی میان کار ( که بالاخره یکی از آنها باید اشتباه باشد، اگر نه چنین تصمیم تندی پا نمی گیرد) به کسی پاسخگو باشند. آیا احترام به مخاطب نزد رسانه ملی معنایی دارد؟ لازم نیست زیاد خود را برای پاسخگویی به چنین پرسش هایی به دردسر بیندازید.
کافی است بار دیگر اشک های مجری ۱۹ ساله یی را مجسم کنید که با وعده و درخواست مدیران اجرای برنامه یی را به عهده گرفته بود و ناگهان در ثانیه یی همه چیز را از دست رفته دید؛ اعتبار و محبوبیت خود و تمام رویاهایی را که در خیال داشت. آیا مدیران قدرقدرتی که حتی شأن یک برنامه و رسانه را به هیچ می گیرند، برای اشک هایی که مقابل دوربین بر پهنه صورت می دوند، برای شکسته شدن یک غرور لحظه یی متاثر خواهند شد؟
 
منبع: روزنامه اعتماد

 واقعا که ....

ما باید به فکر محسن باشیم

یعنی چی ؟؟
مخصوصا جمله ی اخر داشت گریم میگرفت رو هم بد چیزیه مگه نه ؟؟

ما باید ازش حمایت کنیم

به امید برگشتنش

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 22:23 توسط سوزان |


سلام خوبین ؟؟ بچه ها برای اعتراض این کارا رو بکنید:

بچه ها به این دو شماره زنگ بزنین و توی وبلاگ هاتون هم بنویسین که

بقیه هم زنگ بزنن و همه درخواست کنیم که محسن را برگردونن

خواهش میکنم جدی بگیرین محسن رو خوشحالم میکنیم با این کار

اونا مجبور میشن برش گردونن اگه همه زنگ بزنیم فکر کنم تعدادمون

اون قدر بشه که ۱۰۰تا زنگ بخوره حداقل به این:

22021955  و 22168395

*****
بچه ها به این وبلاگ برید و توی یاهو مسنجر هم سند ۲ ال کنید

berin begin mohsen ro bargardonan http://84315.blogfa.com 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 21:44 توسط سوزان |


سلام خوبيد ؟؟

ديديد مصاحبه ي سياوش داغ داغ بود

اقا كيوان دوباره از اين كارا هم بكنه خوبه

ولي لز همتون شاكيم ....

اين شعر ليلا فروهر (ماه من)

ماه من ..... ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره ... ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن... ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ... ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست تر و تازه موندن گل ماله اشک شبنماست... ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه... ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مثه تو خیلیا با زخمای زندگی آشنان مثه تو ... ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدارو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت ... ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 16:30 توسط سوزان |


امشب باز صدای ترانه؛ باز صدای باد؛ باز صدای تیك تیك ساعت؛ باز صدای سكوت و تنهایی؛ صدای غم كه بر در دل می كوبد؛ وای چه غلغله است اینجا امشب؛ پر از مهمان است اینجا؛ همه و همه مهمان دل من؛ امشب همه غم و اندوه مهمان دل من اند؛ گویی در عالم كسی جز من ندارد غم؛ كه همه غم ها اینجایند و بس. خسته ام خسته عالم؛ پر از فریادم و فریاد رسی نیست؛ دلم پر از تو هست و تو نیستی؛ غمی به بزرگی كوه روی شونه هام؛ عشقی به وسعت آسمان در دلم؛ اشكی به وسعت دریا در چشمانم؛ ولی من در قفس؛ در قفس تنهایی؛ بیا آزادم كن از این غم محنت بار؛ پر و بالم را بگشای؛ پر كشیدن را یادم ده؛ كوه غم را ویران كن با نگاه پر مهرت؛ نجاتش ده این عاشق دل سوخته را از شب. هوای گریه دارم؛ ولی نه؛ گریه نمی كنم؛ كه مگر شاید باران خیس و اندوه من؛ تو را در درون دل من تر كند؛ نــــــــــه؛ گریه نمی كنم؛ ولی وای از آن لحظه كه بغض من پاره شود؛ سیل اشك من یاد تو را می برد؛ نـــــــــــــــه؛ یاد تو لذت بخش تر از اشك است. دو پلك خود را بر روی هم می گذارم؛ یادت همچو تن با من؛ با تو سفر می كنم؛ به گذشته های دور؛ كه چه روزی بود آن روز؛ روز بارانی؛ من و تو در كنار گل؛ من و تو در آغوش هم؛ من و تو در اوج آسمانها؛ ولی نمی دانم كه چه شد آنروز؛ دست غیبی بوسه زد بر دل تو؛ یاد مرا برد از خیالت؛ چه روزی بود آن روز؛ سیل اشك اسمان بر من می زد و من تنها؛ پلك هایم را باز كردم؛ قطره های اشك از چشمانم جاری؛ همه جا تر بود و من گم؛ آری اسمان نبود كه اشك می ریخت؛ بغض شكسته من بود كه بر دامن می ریخت دوستت دارم اي فرشته

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 16:6 توسط سوزان |


سلام این ۱ مصاحبه

اختصاصي هنرمندان-كيوان ساكت-سياوش خيرابي كسي كه به تازگي به بازيگر محبوب مردم تبديل شده است با تمام ويژگي هاي منحصر به فرد خود تبديل به يك بازيگر پرطرفدار شده است.به همين مناسبت تصميم گرفتم گفت و گويي هرچند كوتاه با اين بازيگر جوانان انجام بدهم

تحصيلات سياوش خيرابي چقدر است و آيا به نظرش تحصيلات آكادميك براي پيشرفت در كار لازم نيست؟

فوق ديپلم كامپوتر دارم اما دوره هاي بازيگري رو هم گذراندم و به نظرم اين دوره ها كمك بسيار زيادي در پيشرفتم داشته است و ميشه گفت 100 درصد پيشرفتم را مديون همين دوره ها هستم

نظرت در مورد توليد تله فيلم هاي متعدد چيست؟

به نظر خيلي خوبه چون خيلي ها را برده سر كار و من خودم هم با بازي در يك تله فيلم معرفي شدم

سياوش خيرابي تلاشي براي حامد بهداد بودن داره؟

نه،دليلي ندارد تلاشي براي اين موضوع داشته باشم چون شخصيتي به نام حامد بهدادوجود دارد وشباهت هايي كه در بازي من مشاهده شد شايد به خاطر اكت هايي بود كه كارگردان در آن لحظه خواسته ولي مطمئن باشيد اين شباهت ها در كارهاي ديگه اي كه انجام خواهم داد مشاهده نخواهد شد

مدت حضورت در فيلم مهم هست برات؟

نه،بيشتر براي من مهم نقش هست كه به چشم بياد و تاثير گذار باشد

يعني اگر بهت بگويند كه بيا و فقط ازجلوي دوربين مهرجويي رد شو قبول نميكني؟

 نه اگر به اين صورت باشه كه بيام و از جلوي دوربين رد بشم هرگز قبول نميكنم اما اگر نقشي هر چند كوتاه در كار آقاي مهرجويي به من پيشنهاد بشه با كمال ميل آن را مي پذيرم

در نوع بازي كه در ترانه مادري و حس پنهان انجام دادي هيچ تفاوتي ديده نمي شد،چرا؟

نه،به نظرم تفاوت هايي در ايفاي نقش وجود داشت كه اگر يك بار ديگر با دقت ببينيد حتمآ به آن پي خواهيد برد

رمز ماندگاري به نظرت چيه؟

كار خوب انجام بدي،فيلم خوب بازي كني . مردمي باشي

و براي ماندگاري چقدر تلاش مي كني؟

خيلي زياد و سعي مي كنم كارهاي خوبي انجام بدهم كه مردم راضي باشند

ولي به نظرت با تله فيلم مي شود به ماندگاري رسيد؟

تله فيلم كمك ميكنه به ماندگاري ولي نه به طور كامل

ولي خيلي ها معتقد هستند كه تله فيلم باعث افت كيفيت در بازي مي شود،تو چي فكر ميكني؟

نه به اين اعتقاد ندارم چرا كه در سال هاي اخير بازيگر هاي زيادي در تله فيلم ها بازي كردند و به نظرم تله فيلم خيلي خوب هست مخصوصآ اوقاتي كه بيكاري و كاري نداري تله فيلم بازي كني

پس هدفت از بازي در تله فيلم اين هست كه پر كار باشي؟

نه اينكه هر تله فيلمي كه بهم پيشنهاد شد فقط به خاطر اين كه پركار باشم قبول كنم و در آن به ايفاي نقش بپردازم بلكه نوع كار هم برايم بسيار مهم است مثلآ تله فيلم آخري كه در حال بازي در آن هستم زمين تا آسمان با نقشم در ترانه مادري متفاوت است

فرق بازي خودت و بازي محسن در چيست؟

خوب طبيعتآ نوع نقش با هم فرق ميكند اما چون محسن از اجرا شروع كرده خيلي مسلط هست در بازي

برخي معتقد هستند كمي در فن بيان دچار مشكل هستي،براي حل اين موضوع تمرين هم ميكني؟

خوب حتمآ مشكلي در فن بيانم ديدند كه اين حرف را مي زنند و به همين خاطر در حال گذراندن دوره بدن-بيان هستم

فرق تاتر،سينما و تلويزيون از نظر سياوش خيرابي در چيست؟

درتاتر نفس به نفس باتماشاچي هستي و خيلي هم كار در تاتر سخت هست؛سينما ماندگاري هميشگي دارد و تلويزيون باعث محبوبيت بين عامه مردم مي شود

و تو كدام را انتخاب مي كني؟

تلويزيون و سينما

ولي تاتر در رشد بازي خيلي تاثير دارد،اين طور نيست؟

آره تاثير داره اما كار در تاتر خيلي سخت هست و چون من تا حالا در تاتر كار نكرده ام به نظرم خيلي زود هست كه وارد تاتر بشوم  و بايد كمي قوي تر شوم تا بتوانم تاتر كار كنم

اگربخواهي يك انتقاد از سياوش خيرابي انجام بدي آن انتقاد چيه؟

حركات زيادي در ترانه مادي

به نظر خودت الان ستاره اي؟

نه،ستاره نيستم اما محبوب هستم

و با اين محبوبيت چطور كنارمياي؟

خيلي راحت،مثل همه مردم زندگي ميكنم و با افراد جامعه برخورد ميكنم

در سينماي ايران و جهان دوست داري مقابل چه بازيگر ايفاي نقش كني؟

در ايران مقابل استاد انتظامي و استاد پرستويي و در سينماي جهان علاقه مند هستم در مقابل برات پيت بازي كنم

به ازدواج هم فكر كردي تا حالا؟

نه خيلي زود هست انشا الله 30 سالگي به بعد

دوست داريد همسري كه انتخاب ميكني از قشر بازيگر باشديا فرقي ندارد؟

 هرچه قسمت باشه همان را دوست دارم

فكر ميكني بازي در مجموعه اي كه در بهترين ساعت پخش نمايش داده ميشد اون هم هرشب توانسته توانايي هاي تو را به طور كامل نشون بده يا نه؟

من خودم تمام تلاشم رو كردم كه نقش محول شده به خودم را خوب انجام بدهم اما 100 درصد اين تمام توانايي من نبود و انشا الله در كارهاي بعدي نشان خواهم داد

و كمي در مورد تله فيلم"فراموشي سبز"برايمان بگو.

اين تله فيلم بنا هست در هفته نيروي انتظامي در روز 15 يا 16 مهر ماه از شبكه دوم سيما پخش بشود كه كارگرداني كار به عهده آقاي حميدرضا محسني است كه براساس فيلم نامه اي از خود ايشان و آقاي زيبنده ساخته خواهد شد.در اين كار با حسن جوهرچي،شيوا خنيا گر،بهنام صفايي و مهدي امين خواه هم بازي هستم 

نظرت در مورد اسامي زير چيه؟

حسين سهيلي زاده:هرجا ببينمشون دستشان را مي بوسم ايشان اسطوره من هستند

محسن افشاني:دوست خوب

حامد بهداد:يك هنرمند

محمد حاتمي:دوستي كه هميشه ياور من بود

ايرج محمدي ومهران مهام:آدم هاي ريسك پذيري كه من را وارد تلويزيون كردند و البته به نظر ريسك موفقي هم داشتند

بيتا سحرخيز:بازيگر بسيار حرفه اي از لحاظ اخلاق و بازي

هنگامه قاضياني:بازي ايشون رو در به همين سادگي دوست دارم

نظر فراموش نشه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 1:6 توسط سوزان |


سلام

 خوبید؟؟

من هنوز باورم نمیشه محسن رفته دارم از بعضی ها بدم میاد اونایی که به محسن توهین میکردند

واقعا که ....

اون گفت که همه ی ما رو دوست داره ولی این دوستون دارم با همه ی دوستون دارم هاش

فرق میکرد اینو انگار از ته دل گفت

اشکاش کلی حرف داشت

از دست بعضی ها رنجیده بود

اینو احسان علیخانی میخواست تو اون برنامه به ما بفهمونه که از دست  ما هم ناراحتن

محسن نوجوون بود اون با این سن کم محشر بود

  بالاخره اونم باید از ۱ جایی شروع میکرد مگه بقیه از کجا شروع کردند؟؟

من وقتی دیدم محسن بغض گلوشو گرفته با خودم گفتم

مگه این محسن محسن سلام بهار که پر انرژی میومد نیست؟؟

محسن بوم سفید که همیشه با لبخند میومد نیست؟؟

اخه چرا ما این کارا رو با محسن کردیم ؟؟ چرا؟؟

اونم مثل ما ۱ انسانه مگه نه؟؟

چرا باهاش این کارا رو کردیم ؟؟چرا؟؟

بگید نترسید نه کسی شما رو میشناسه که ابروتون بره نه کسی میخواد دارتون بزنه

این ابرو چیه شما واسه خودتون ساختید ۱ مانع برای افشای حقیقت ؟؟

یا....

 پشیمونی سود داره اره اگه رفتاره خودتونو اسلاح کنید داره خوبشم داره اگر بکنی

متحول بشید

خداحافظ با هزار تا گلایه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 15:9 توسط سوزان |


سلام خوبید؟؟
تازه  ۱ چیزی یادم رفت تولد اقا کیوان مبارک الهی همیشه زنده باشه

من از صمیم قلبم بهش تبریک میگم الهی همیشه پیشرفت کنه

تو همیشه بهترین مجری دنیایی

خداحافظ

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 22:0 توسط سوزان |


سلام 

امروز جای محسن جون توی ماه محبوب خالی بود

کارش محشر بود ۱۲ شب مهمان ما سر سفره های افطارمون شد

خیلی معصوم بود

مثل من اشک میریخت

منم به گریه انداخت

سیاوش هم شب قبل اومد جاش خالی

 

نمی خوام از آسمون ماه و برات بیارم

نمی خوام عکست رو ستاره ها بذارم

نمی خوام برای چشمات هرچی گله بچینم

نمی خوام باز تو رو تو خواب گلا ببینم

می خوام برات بمیرم ، می خوام برات بمیرم

نمی خوام توی رویا سوار ابرا بشم

تو دشت آرزو هام باز با تو تنها بشم

نمی خوام داشتن تو واسه من آسون بشه

نعمت با تو بودن برام فراوون بشه

می خوام برات بمیرم ، می خوام برات بمیرم

نه نمی خوام بهارشه ، من عاشق پائیزم

پائیز میشه عاشق تر واسه تو اشک بریزم

این شعر بلک کتز

با تو من مثل ستاره که رو بال شب سواره

بی تو من پیاده ای که نفساشو می شماره

با تو من چراغ مهتاب که شبا دنیا رو داره

بی تو فانوسی شکسته که تو کلبه جا نداره

تو پری آسمونی تو عزیز مهربونی

دلمو به تو سپردم کاش منو فابل بدونی

با تو من مثل یه رودم میره تا دریا وجودم

تو نبودی من نبودم نمیدونم که کی بودم

دل غصه رو شکستی، لب شکفه هارو بستی

تا توی دلم نشستی

به دلامون حلقه بستی تو شدی تموم هستی

تا که هستم و تو هستی

فرشته است

ولی خوش حالم میتونم توی بوم سفید ببینمش

 خداحافظ

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 21:48 توسط سوزان |


سلام

ماه محبوب رو دیدید؟؟

قشنگ و  تلخ بود مگه نه؟؟

یعنی محسن میخواد بره ؟؟

لطفا بگید

خداحافظ

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 22:37 توسط سوزان |


                                          سلام من سوزان هستم 

                     و امیدوارم با هم دوست های خوبی باشیم

                                        نظر فراموش نشه

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 22:4 توسط سوزان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من سوزان هستم و این وبلاگ رو برای طرفداران اقای محسن افشانی و کیوان ساکت اف زدم امیدوارم دوست های خوبی با هم باشیم


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

خط خط خط تیره(فریناز جون)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1387

شهریور 1387



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin